تبليغاتX
مهر بیکران

مهر بیکران

سایت مهر بیکران امام زمان سایت مهر بکران امام زمان سایت مهر بیکران امام زمان

ای همیشه مهربان سلام

ای همیشه مهربان سلام
خواهش ما را اجابت نیست
گریه تا کدامین سحر                                  
هنوز هم شربت تلخ انتظار
و هنوز هم تو در آن سوی پرده غیبت           
تو از ما گمنام تر بودی شگفتا !                     
                                                ما از تو غایب تر  حسرتا !
تو مهربانی را از خدای خود آموختی                   
                                                           از ما آنچه برنیاید ؛ تو بر آوردی، مرحبا
غبار راه خستگی بر سر و رویمان ریخت . ریخت و با اشک در آمیخت .
ستارگان یک یک بر پای من می ریزند، اگر تو در بازار قلب من ؛ به آسمان، نگاه بفروشی
حُسن دیگر به خود نمی بالد ؛ خواستار دیدار توست .
یادها از یاد رفته اند بی وفایی را از آنان بگیر .
آه ، دیگر حوصله ی ما را ندارد ؛ ناله از ما می نالد و گریه، پایان خود را نگران است .
با تو باران، پیامبرِ طراوت و زندگی است. بی تو باران، هق هق آسمان است .
حضور تو که هرگز غایب نمی شود ؛ همان ظهور است و ما حضور ملیح تو را، که بهانه ی  آن است
بيش از آن داریم که آسمان دارد .     

 بقية الله                                              

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 13:18  توسط دل تنگ  | 

ياران امام حسين عليه السلام الگوي ياران امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

يکي از نيازهاي اساسي منتظران در عصر غيبت، لزوم برخورداري از الگوهاي عملي، در مسير خودسازي و نيز همراهي و مساعدت امام معصوم است، کساني که توانسته باشند در عرصه عمل، براي تحقق اهداف و آرمان‌هاي امام خود، جان فشاني کنند و نمونه‌هاي روشني در طريق اطاعت و سرسپردگي باشند و به راستي، چه کساني شايسته‌تر از ياران امام حسين عليه السلام؟! 

ياراني که امام خود را در تحقق بخشيدن به اهدافش ياري کردند؛ ياران بزرگ و مجاهدي که عقل بشري از درک مقامشان عاجز است؛ آن‌هايي که امام معصوم عليه السلام، در وصفيشان فرمود: «فَإني لا أعلمُ أصحاباً أوفي و لا خيراً أصحابي...؛ من ياراني بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمي‌شناسم.»1

در حقيقت ياران اباعبدالله عليه السلام، معيارهايي را در اختيار ما قرار داده‌اند تا به وسيله‌ آن‌ها، خود را محک زده و با عمل به آن‌ها، خود را براي قيام جهاني و روز باشکوه ظهور، آماده‌تر سازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 22:30  توسط دل تنگ  | 

حضرت اباالفضل العباس علیه السلام

پیشگفتار
در نگاه به قلّه‏ های رفیع ایمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردی بزرگ و بی‏بدیل می‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشید امیرالمؤمنین(ع) که در فضل و کمال و فتوّت و رادمردی، الگویی برجسته است. در اخلاص و استقامت و پایمردی، نمونه است و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی، که کرامت یک انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پیوسته دین باوری و حقجویی و باطل ستیزی و جانبازی را از او آموخته‏ایم و نسل الله‏اکبرِ امروز، وامدار مکتب جهاد و شهادتی است که اباالفضل(ع) در آن مکتب، علمدار است و همچون خورشید، درخشان.
اینک، گرچه از صحنه‏های آن همه ایثار و دلاوری و وفا که در عاشورا اتّفاق افتاد و آینه‏ای فضیلت نما پیش چشم جهانیان نهاد، بیش از هزار و سیصد سال میگذرد، امّا تاریخ، روشن از کرامتهای عباس بن علی(ع) است و نام ‏او با وفا، ادب، ایثار و جانبازی همراه است و گذشتِ این همه سال، کمترین غباری بر سیمای فتوّتی، که در رفتار آن حضرت جلوه‌گر شد، ننشانده است.
عاشورا روز پر شکوه و الهام بخش و پر حماسه‏ای بود که انسانهایی والا و روح‏هایی بزرگ و اراده‏هایی عظیم، عظمت و والایی خود را به جهانیان نشان دادند و تاریخ از فداکاری عاشوراییان، روح و جان گرفت و زمان با نبض کربلاییانِ قهرمان و حماسه آفرین، تپید. کربلا مکتبی شد آموزنده و سازنده، که فارغ التحصیلان آن، در رشتهء ایمان و اخلاص و تعهّد و جهاد، مدرک و مدال گرفتند و ... عباس از زبده‏ترین معرفت آموختگان آن دانشگاه بود.
هنوز هم این مکتبِ عالی باز است و دانشجو می‏پذیرد و یکی از استادان این دوره‏های آموزشِ وفا و مراحلِ کسبِ معرفت، علمدار کربلاست، ایستاده بر بلندای عشق و شهامت، که با دستان بریده‏اش معبرِ آزادگی را میگشاید و راه نور را نشان می‏دهد و این حقایق، همه در نام عبّاس نهفته است و همراه با این نام،عطر یک »فرهنگ« به مشام جان می‏رسد.

عبّاس یعنی تا شهادت یکّه تازی
عبّاس یعنی عشق، یعنی پاکبازی
عبّاس یعنی با شهیدان همنوازی
عبّاس یعنی یک نیستان تکنوازی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 22:9  توسط دل تنگ  | 

در کجا تو را جستجو کنیم...؟

بر کدامين خاک و در کدامين سرزمين تو را جستجو کنم ؟
گفته اند در شهر و ديار ما می آيی !؟ از چشمها می گذری !؟ بی آنکه چشم های گناهکار ما لذت حضور تو را درک کنند !
گفته اند ديار ما بار ها حضور تو را احساس کرده است .
و زمين ما ، تن خسته ی خود را به زلال زمزم تو شسته است .
ای مولای مهربان! ای عزيز سفر کرده!
در کدامين ديار ؟ و در کدامين سرزمين ردپای تو را بجوييم !؟
از کالبد خاکی پله های سرداب سامرا تا ديوارهای کاه گلی مسجد کوفه.
از سنگ های غربت گرفته ی صفا و مروه تا کالبد افسرده قلب خاکستری من !
همه جا تو را می جوييم !
ای غايب هميشه حاضر
چگونه بخوانمت؟
با دست هايي که به نشانه ي خواهش به آسمان بلند است!
با لب هايي که التهاب انتظار را زمزمه مي کنند!
با چشم هايي که شوق ديدار را در زلال اشک هاي بي قرار خلاصه مي کنند!
ويا با نگاه هايي که امتداد جاده را بارها و بارها مرور مي کنند!
آري مي خوانمت با واژه هاي بردباري
مي خوانمت به نامي که نيکان و پارسايان عالم تو را به آن نام خوانده اند
السلام عليک يا صاحب الزمان
کوچه هاي دل هايمان را چراغاني مي کنيم ، گلدان هاي شمعداني و ياس را به استقبال گام هاي مهرباني ات مي فرستيم
عطر حضور تو که در شهر مي پيچد فضاي خاطره جان مي گيرد
صداي قلب تو که مي آيد ضربان عشق در رگ حيات هستي مي ترواد
اي تک سوار غريب
مي دانم که پاي مي گذاري در سرزمين دلم و من حضورت را بارها و بارها فرياد مي زنم
اما اين روزها با خود مي انديشم
راستي چه کسي به استقبال تو مي آيد
ای غريب !
ای تنها !                                                                                   منبع: سایت حضور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:13  توسط دل تنگ  | 

به عيادت حضرت فاطمه سلام الله عليها نمي آييد؟!

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: عيادت بني هاشم فريضه است و زيارتشان سنت. (بحار الانوار 93/234)
اين روزها در مدينه، در محله بني هاشم، در خانه اي كه سجده گاه ملائكه است، مادري بيمار، بستري است.
مادري كه پاره ي تن پيامبر خداست.
  مادري كه همسر بهترين مردمان است.
    مادري كه مادر دو سرور جوانان اهل بهشت است.
      مادري كه خود سيده ي زنان دو جهان است.
        او فاطمه زهرا سلام الله عليها است.
                     به عيادتش نمي آييد؟!
اين شبها در دل مولايمان علي عليه السلام چه مي گذرد؟
   گاهي به ياد پيامبر صلي الله عليه و آله اشك مي ريزد.
      گاهي به بستر حبيبه خدا، فاطمه اطهر سلام الله عليها نگاه مي كند.
          گاهي به چهره ي دو سبط نبي صلي الله عليه و آله خيره مي شود.
              و گاهي به موي شانه نخورده ي زينب كبري
آن چه بر در خانه اش گذشت، هرگز از خاطر حضرتش عليه السلام نخواهد رفت. ياد حرمتي كه فرو ريخت، دري كه سوخت، ميخي كه سوزاند، پهلويي كه شكست، محسني كه سقط شد، مادري كه از پا افتاد.
آه كه اين غربت چه به روزگار وصي رسول خدا صلي الله عليه و آله مي آورد.
                   به دل داري مولا عليه السلام نمي شتابيد؟!
               به عيادت  حضرت فاطمه سلام الله عليها نمي آييد؟!
حسنين عليهماالسلام اين روزها آرام و قرار ندارند. هر ناله ي مادر آتشي است بر قلب كوچكشان. هرنگاه غمگين مادر غم عالم را به دلشان مي افكند، مادر كه در قنوت « اللهم عجّل وفاتي » مي خواند، گرد يتيمي را بر سرشان احساس مي كنند.
              به دل جويي حسنين عليهماالسلام مفتخر نمي شويد؟!
             به عيادت  حضرت فاطمه سلام الله عليها نمي آييد؟!
چهره ي زينب عليهاالسلام اين روزه ها آيينه ي غم اهل اين خانه است. چشمان سرخش گواه گريه ي مداوم اوست و گيسوي پريشان اش گواه بدحالي مادر، غم هاي بي پايان آغاز مي شود.
               اشك از چهره ي معصوم زينب عليهاالسلام نمي زداييد؟
             به عيادت  حضرت فاطمه سلام الله عليها نمي آييد؟!
بانوي بي كرانگي در بستر بيماري است.جسم نحيفش بار جفاها و دردها را تحمّل مي كند و روح بلندش رنج بي وفايي ها، جهالت و نامردمي ها ... زنان مهاجر و انصار به عيادت پاره تن پيامبر آمده اند و از بيماري او مي پرسند.
سرور بانوان دو جهان در پاسخ آن ها از رنج و آلام روحي خويش مي گويند تا آنان را سفيران بيداري همسران و پدرانشان سازند. بانوان سفيران هدايت مي شوند و ناخشنودي ريحانه ي رسول صلي الله عليه و آله را به همسرانشان مي رسانند و افشاگر خيانت ها و جهالت هاي نامردمان مي شوند... .
اينك ما از وراي ساليان، همچنان سخن جگر گوشه ي رسول خدا صلي الله عليه و آله را مي شنويم و مي خواهيم به عيادت آن بانوي بيمار برويم و به دعوت حضرتش لبيك گوييم، پس در اداي تكليف خود چنين كنيم:
1. ادامه نبوت را به فرموده رسول صلي الله عليه و آله در امامت محقق دانسته و از ياوري امام زمان خود غافل نشويم تا در نتيجه غفلت نكردن از آن دو به سرنوشت برخي از مهاجر و تنصار گرفتار نيامده و موجب نا خشنودي ريحانه ملكوت نباشيم.
2. سفيران آگاهي و هوشياري شويم و پيام مظلوميت آن بانو را به نسل حاضر و نسل هاي آينده برسانيم.


دل عالم ز هجرت زار و خسته
تمام چشمها در خون نشسته
بگو تا كي تحمّل؟ تا به كي غم؟
بيا، حق گل پهلو شكسته
                                                                                   مطالب مرتبط با ایام فاطمیه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 13:55  توسط دل تنگ  | 

شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام

مادر نمير! مردن براي تو زود است و يتيمي براي ما زودتر. ما هنوز كوچكيم، از آب و گل در نيامده ايم. هنوز سرهايمان طاقت گرد يتيمي ندارد.
نهال تا وقتي كه نهال است احتياج به گلخانه و باغبان دارد. تاب سوز و سرما و باد و طوفان را نمي آورد، و ما از نهال كوچكتريم و از غنچه ظريف تر.
اما نه، نمان براي محافظت از ما، نمان براي اينكه از ما مراقبت كني.
تو خود اكنون نياز به تيمار داري. بمان براي اينكه ما تو را بر روي چشمهاي خود مداوا كنيم.
تو اكنون به كشتي نجات طوفان زده اي مي ماني كه به سنگ كينه ي جهال غريق، شكسته اي و پهلو گرفته اي.
بمان براي اينكه ما بي مادر نباشيم. بمان براي اينكه ما مادري چون تو داشته باشيم.
مي دانم كه خسته اي، مي دانم كه مصيبت بسيار ديده اي. زجر بسيار كشيده اي، غم بسيار خورده اي و مي دانم كه به رفتن مشتاق تري تا ماندن و به آنجا دلبسته تري تا اينجا.
اما تو خورشيدي مادر! بمان! به خفاشان نگاه نكن. اين كوري مسري و مزمن دلت را مكدر نكند، تو بخاطر همين چند چشمه كه آفتاب را مي فهمند بمان.
مي دانم كه تو به دنبال چشمي براي ديدن و دلي براي فهميدن گشتي و نيافتي.
من با چشمهاي كودكانه ي خود شاهد بودم كه تو با آن حال نزار، سوار بر مركب مي شدي و به همراه پدرم علي و دو برادرم حسن و حسين، شبانه بر در خانه هاي تك تك مهاجرين و انصار مي رفتيد و آنها را به دريافتن حقيقت، دعوت مي كرديد.
« اي گروه مهاجرين و انصار! خدا را، پيامبر را و وصي و دخترش را ياري كنيد. اين شما نبوديد كه با پيامبر بيعت كرديد و عهد بستيد كه فرزندان او را به مثابه فرزندان خود بشماريد؟
هر ظلمي را كه بر خاندان خود نمي پسنديد، بر خاندان رسول هم نپسنديد؟
اكنون اگر مَرديد به عهد خود وفا كنيد.»
اما مرد نبودند، به عهد خود وفا نكردند، بهانه آوردند، بهانه هايي كه حتي كودكانشان را مي خنداند و دل بزرگان را به آتش مي كشيد:
- حيف شد، ما ديگر با ابوبكر بيعت كرده ايم.
- دير آمديد، اگر زود تر گفته بوديد، با شما بيعت مي كرديم.
- براي ما فرقي نمي كند، شما هم زودتر مي آمديد با شما بيعت مي كرديم.
- حق با شماست ولي كاري است كه شده.
- افسوس، نصّ پيامبر آن زمان يادمان نبود.
- عجب! ماجراي غدير را به كل فراموش كرده بوديم، حالا كه گذشته ...
- آيه تطهير مختص شماست ولي ...
- من قرآن را حفظم... ولي... آيه ي اكمال رسالت هم در قرآن هست، بله، ولي ...
فدك را يادم هست پيامبر به شما بخشيد ولي در افتادن با خليفه زندگي آدم را ساقط ميكند.
- بگذاريد زندگي مان را بكنيم ...
- آرامشمان به هم مي خورد...

     بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:9  توسط دل تنگ  | 

آثار و برکات امام غائب

امام معصوم حجت و خليفه خداوند بر روي زمين است. او مانند پيامبر از سوي پروردگار برگزيده مي شود. امام تمام مسئوليت هاي رسول گرامي اسلام به جز دريافت وحي تشريعي را بر عهده دارد، اگر پيشواي معصوم از ديدگان ما پنهان باشد و نتواند به بيان قرآن و احكام و تشكيل حكومت بپردازد، آيا مي تواند با اين حال در حيات بشري تاثير گذار باشد؟
در اين نوشته برخي از آثار و بركت هاي امام مهدي (عج) كه نهان از چشمان م است، به صورت خلاصه بيان مي شود.
اول: اميد بخشي
نقش حياتي و شگفت انگيز اميد در سعادت فرد و جامعه بر كسي پوشيده نيست، وقتي اميد مي آيد تلاش و حركت جايگزين رخوت و سستي مي شود و در يك سخن؛ انسان به اميد زنده است. مهمترين دليل شكست مسلمانان در جنگ احد شايعه ي شهادت رسول خدا (ص) بود. وقتي اين خبر دروغ پخش شد عده ي كمي به اندازه انگشتان دست، اطراف پيامبر باقي ماندند.(1) شيعه با اعتقاد به امامي كه زنده است و حاضر و ناظر و پشتيبان آنان است، خود را حفظ كرده و پيش مي رود.
 اهل سنت اعتقاد دارند امام مهدي(عج) در آخر الزمان به دنيا مي آيد و سپس ظهور خواهد كرد.
آنان به امام زنده معتقد نيستند به همين دليل جوامع سني نشين داراي انتظاري سرد و خاموش هستند ولي جوامع شيعي انتظارشان زنده و نيرو آفرين است. دليل اين نشاط دو نكته اساسي است:
1- شيعه با اعتقاد به وجود امام زمان (عج) و قدرت و علم گسترده ي او، خود را داراي پشتوانه ي قوي و فولادين مي بيند، براي همين مانند كوهي استوار در برابر دشمن مي ايستد و به پيش مي رود.
2- شيعه با اعتقاد به نقش و تاثير انسان ها در پايان يافتن غيبت امامشان و بر پايي عدالت در جهان، تلاش خود را براي فراهم كردن زمينه هاي ظهور انجام مي دهد.
دوم: امنيت بخشي
پروردگار عالم هر روز شاهد نا فرماني و ظلم و فساد بر روي زمين است. اگر به خاطر وجود مبارك امام مهدي (عج) و عدالت گستري او نبود تا كنون بارها اهل زمين را نابود كرده بود. به همين جهت در روايات ما به تعبير هاي مختلف ›مده است: اگر حجت بر روي زمين نباشد زمين اهل خود را فرو مي برد(2) امام مهدي (عج) فرمود: من پناه اهل زمين هستم آنچنانكه ستارگان پناهگاه ساكنان آسمانند.(3)
سوم: رابط ميان آسمان و زمين
يكي از ويژگي هاي شيعه ي دوازده امامي بر قرار بودن رابطه آنان با خداوند به وسيله نماينده اوست. با آمدن پيامبر اسلام، رابطه اديان پيشين با آسمان قطع شد و با رحلت پيامبر اكرم(ص) رابطه اهل سنت با آسمان بريده شد ولي شيعه با اعتقاد به جانشيني پيشوايان معصوم از طرف خداوند اين ارتباط را حفظ كرد. در ميان گروه هاي شيعه، اين شيعه ي دوازده امامي است كه با اعتقاد به امام مهدي عليه السلام به عنوان امام غايب هنوز پيوند خود را با آسمان نگه داشته و ريسمان الهي را رها نكرده است.
در دعاي ندبه مي خوانيم: « اين السبب المتصل بين الارض و السماء » كجاست آن وسيله پيوند ميان آسمان و زمين.(4)                            بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:40  توسط دل تنگ  | 

گره گشا

از غم ايام نيابد گزند
هركه به دل مهر تو مي پرورد
مهر تو سرمايه ي امنيت است
هر غم و بيم از دل و جان مي برد

« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ .»      حديد/25
« به تحقيق فرستادگان خود را با حجت هاي روشن فرستاديم. و با ايشان كتاب و ميزان را نازل كرديم، تا مردم به قسط به پا خيزند ... »
خداوند متعال، در هر زماني پيامبران خود را به ميان بشر فرستاد، تا مردم به سوي حقيقت رهنمون شوند، و مردم در ميان خود، عدالت و قسط را بر پا سازند.
آنان با تلاش و مشقّت فراوان به اين مهم همّت گماشتند. اما اكثر مردم، حقّ اين نعمت بزرگ را ادا نكردند. در نتيجه، همچنان در ميان تارهاي به هم پيچيده ي مشكلات، دست و پا زدند.
تاريخ يكايك انبياء الهي، گواه بر اين مدعاست. اين يزرگ مردان آسماني، هيچ گاه از تحقّق وعده الهي -كه اقامه ي نهايي قسط و عدل بر روي زمين است- نااميد نشدند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم) در روز غدير در باره پرچم دار اين عدل و داد جهاني فرمودند:
« اَلا، اِنَّهُ قَد بََشَّرَ بِهِ كُلُّ نبيٍّ سَلَفَ بَينَ يَديهِ.»
« آگاه باشيد! به درستي كه اوست كه تمام انبياء گذشته به او بشارت داده اند.»
آنان در انتظار بزرگ مردي بودند كه گشايش كارشان به دست اوست، و خداوند بشارت حضورش را داده است تا زمين را از عدل پر سازد. در زيارت حضرتش آمده است:
« السَّلامُ عَلَي المَهدِيِّ الَّذي وَعَدَاللهُ عزَّوَجَلَّ بِهِ الُمَمَ اَن يَجمَعَ بِهِ الكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعثَ وِ يَملَاَ بِهِ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً ».            مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الامر
« سلام بر مهدي، كسي كه خداوند به امّت ها وعده داد تا به واسطه ي او، اتفاق را فراهم سازد و پراكندگي را بر طرف نمايد، و زمين را به وجودش از ظلم و ستم پاك سازد و از عدل و داد پر كند.»
همچنين امام صاق عليه السلام  در مناجاتشان –در روز بيست و يكم ماه رمضان- دست بر دعا برداشته و فرمودند:
« پروردگارا! تو را به حقّ آن چه از عظمتت خواندم، و آن چه از عظمت تو كه نخواندم، و اگر مي دانستم تو را به آنها نيز مي خواندم، در خواست دارم كه بر محمد و خاندانش درود فرستي، و نيز اجازه ي فرج آن كسي را صادر فرمايي كه اگر فرج او انجام شود، فرج همه اولياء و برگزيدگانت خواهد شد، و به وسيله ي او همه ستمگران را نابود و هلاك خواهي كرد. اي پروردگار عالم در اين امر تعجيل فرما.»     ربيع الانام، ص 225
هر كس خواهان نجات تمام بشر است، از مشكلات سختي كه دارند –چه مشكلاتي كه حس مي كنند و چه گرفتاري هايي كه از آن بي خبرند- و هر كس رهايي و راحتِ تمام انبياء و اولياء، از آدم تا خاتم را، از خداي عزّوجل مي طلبد، بايد دست به دامان آخرين حجت الهي شود، كه خدايش « بقية الله » ناميده، و براي نجات و رهايي قطعي بشر، ذخيره كرده است.
جا دارد كه ما نيز در همه حال و براي گشايش در گره هاي فرو بسته ي بشر، دست به دامان بزرگي شويم كه همه ي انبياء الهي در حلّ مشكل خود، چشم به او دوخته اند. با انبياء الهي، به دعا بر ظهور ولي عصر ارواحنا فداه  - كه رهايي بشريت است -  هم نوا شويم، كه به فرموده امام صادف عليه السلام گشايش كار همه اصفياء و اولياء در ظهور اوست.              منبع: كتاب درس نامه انتظار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 17:9  توسط دل تنگ  | 

اس ام اس sms مهدوي 1


ماجمعه را به عشق تو تعطيل كرده ايم
اي روز بازگشت تو آغاز عيدها

زمان با نام تو پیوند خورده ست
زمین بی روی تو سرد است، مرده ست
بتاب ای آفتاب از مشرق عشق
خدا ما را به دست تو سپرده ست

ای کاش شبی ظهور می کرد بهار
از کوچه ی دل عبور می کرد بهار
من زرد ترین قصه ی عشقم، ای کاش
یک لحظه مرا مرور می کرد بهار

دل تشنه ی حرفهای دریایی توست
محتاج تو و دعای دریایی توست
ای رود زلال مهربانی، دیریست
دل منتظر صدای دریایی توست.

خوشا آن دل كه خواهان تو باشد
زغم پيوسته نالان تو باشد
بسوزد از غم هجرت شب و روز
دوايش درد و درمان تو باشد

ركن زمين و آسمان، حضرت صاحب الزمان
با نظري به سائلان عزّت و جاه مي دهد
عاشق دل نهاده را، بر سر ره فتاده را
مهدي فاطمه يقين، توشه ی راه مي دهد

بيا اي مونس شبهاي تارم
كه از درد فراقت بيقرارم
تجلي كن در اين دنياي ظلمت
كه از هجرت سيه شد روزگارم

خدايا غرقه ي بحر بلائيم
يه هجران عزيزي مبتلائيم
الهي اين بلا، گردان ز ما دور
كه ما بي مونس و بي آشنائيم

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 15:11  توسط دل تنگ  | 

فهرست موضوعی سایت مهر بیکران

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 15:6  توسط دل تنگ  |