تبليغاتX
مهر بیکران

در غم یاس

زهرا عصاره عصمت است.زهرا زلال کوثر است.زهرا عصاره عصمت است.
زهرا، آیینه پاکی است.
زهرا زلال کوثر است.
ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند.
برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.
تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...


حضرت فاطمه


ادامه مطلب
+  نوشته شده توسط دل تنگ در 12:21 . پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 |     •


نعمت حضور

اِنَّ اللهَ لا یُغِّرُ ما بِقَومِ حِتّی یُغَیِّرُوا ما باَنفُسِهِم       (سوره ی رعد، آیه ی 11)

خداوند، وضعیت یک گروه را تغییر نمی دهد، مگر آن که خودشان وضع خود را دگرگون کنند.

امام باقر علیه السلام در بیان آیه می فرمایند:

« قضای حتمی خدا این است که اگر به بنده اش نعمتی عنایت فرماید، آن نعمت را از او نمی گیرد، مگر آن که گناهی مرتکب شود و در پی آن گناه روا باشد که آن نعمت از او گرفته شود. و این است کلام خداوند که فرمود: خداوند وضعیت گروهی را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنها خودشان وضع خود را دگرگون کنند. »     تفسیر نور الثقلین، ج2، ص448، ح50

ما، در این دوران، معنای گفتار امام باقر علیه السلام را – از یک دیدگاه – بیشتر از شیعیان زمان خودشان درک می کنیم. چرا که ما، از نعمتی بزرگ – که آنان به راحتی از آن برخوردار بودند – محرومیم. نعمتی که به دلیل نا سپاسی مردمان، خداوند آن را از ایشان گرفت: نعمت حضور آشکار حجّت خدا در میان مردم.

خداوند، با این نعمت، یازده بار امت پیامبر صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را آزمود.

اولیاء خود را یکی پس از دیگری فرستاد، تا مردم بتوانند به راحتی از محضر این بزرگواران بهره گیرند، و راه هدایت خود را از ایشان جویا شوند؛ اما متأسفانه مردم قدر این نعمت ها را ندانستند و به کفران آنها پرداختند. این برخوردها همچنان ادامه داشت، تا اینکه خداوند ایشان را از فیض حضور دوازدهمین امام مهر بیکران، امام زمان علیه السلام محروم ساخت.

دیری است که گم گشته ای از دیده ی ما

پنهان شده ای زمردم، ای نور بصر

ما را چو میسر نبود دیدن مهر

یکدم تو، به ذرّه ها چو خورشید نگر

آری! تا کنون ما به خاطر ناسپاسی و عصیان خود، مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفته ایم؛ چرا که امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:

« وقتی خداوند متعال بر آفریده های خود (مردم) غضب نماید، ما (اهل بیت) را از مجاورت آنها دور می کند. »      اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی الغیبة، ح 31

باید دید برای رفع این محرومیت بزرگ – که خود باعث آن شده ایم – چه باید کرد؟ آیا مصادیق ناسپاسی و عصیان در مقابل نعمت حضور امام معصوم علیه السلام را در زندگی روزمره ی خود پیدا کرده ایم، تا آنها را از خود دور سازیم، و گامی در راه رسیدن به این نعمت بزرگ برداریم؟

                                                            منبع : کتاب درس نامه انتظار( جمعی از نویسندگان)

  موعود

مهربان تر، از پدر مولای ماست

با چنین مولا، جفا کردن رواست؟!

او چه دید از من بجز کین و جفا؟

من چه دیدم در مقابل، جز وفا؟

آن پدر با من چه احسان ها نمود

یاد بردم لطف و احسانش، چه زود!

هر چه از جرم و گناهم دیده بست

باز، از عصیان من قلبش شکست

هر گناه من بر او چون تیر شد

نامه ی آلوده دید و پیر شد

گرچه جرمم دید، لیکن دیده بست

بهر استغفار، بلا برد دست

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 23:57 . یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 |     •


پاداش دینداری

شیعه و سنی ازپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که : مَن ماتَ وَ لَم یَعرف اِمام زَمانِهِ ماتَ میتَهً جاهِلیه

« آنکه بمیرد و حال آنکه امام زمان خویش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.» بحارالانوار ج 23 باب 3.

یعنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده و کافر از دنیا رفته است. از آنجا که این سخن در مواقع و موارد مختلف بیان شده و توسط افراد مختلف نفل شده است، الفاظ گوناگونی از این حدیث شریف و مهم، اما با همان مضمون و معنایی که ذکر کردیم نقل شده است.

سُلَیم بن قیس، یکی از یاران فرزانه حضرت علی علیه السلام نقل می کند که: به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض کردم کمترین چیزی که به آن آدمی گمراه می شود، چیست؟

آن حضرت فرمود:

« اینکه آدمی کسی را که خدا دستور داده است تا از او اطاعت کند نشناسد و نداند که چه کسی را خداوند واجب فرموده تا ولایت و سرپرستی او را بپذیرد و نداند که حجت او در زمین کیست و شاهد و گواه خداوند بر مردم چه کسی می باشد. اگر کسی اینها را نداند و نشناسد براستی که گمراه و سر گشته در دین است. »

سلیم می گوید: از حضرت علی علیه السلام پرسیدم: کسانی که این ویژگیها را دارند کیانند؟

و آن حضرت فرمود:

« همان کسانی که خداوند از ایشان همراه خود و پیامبرش نام برده و فرموده است:

ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید. » بحار الانوار ج 23 ص 82.

اینک به نقل چند سخن گرانقدر می پردازیم که در آنها به بیان اهمیت مسأله پایداری در « امر ولایت » در دوران غیبت و نهان زیستی مهر بیکران، امام زمان(عج)، پرداخته است:

ابو بصیر، از یاران پاکباخته حضرت صادق آل محمد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:

« طوبی از آن کسی که در زمان غیبت قائم ما به امر – ولایت و امامت – ما تمسّک جسته باشد. آن کسی که پس از هدایت الهی دلش دیگر به کژی نگراید. »

ابو بصیر می گوید: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فدایت شوم طوبی چیست که پاداش چنین کس ارجمندی است؟

و آن حضرت پاسخ داد:

« طوبی درختی است در بهشت که ریشه در خانه علی بن ابی طالب علیه السلام دارد و هیچ مؤمنی نیست که شاخه ای از آن درخت بهشتی در خانه اش نباشد. چنانچه خداوند در وصف اهل بهشت می فرماید:

طوبی از آن ایشان است و جایگاه و سرانجامی نیکو خواهند داشت. » بحارالانوار ج 53 ص 123.

البته در زبان عربی طوبی معمولاً به « خوش بحال » ، « خوشا بر احوال » ترجمه می شود. آنچه امام صادق علیه السلام فرموده است جلوه الهی و آخرت این کلمه می باشد.

روایت دیگر از امام سید الساجدین حضرت زین العابدین علیه السلام است که فرمود:

« کسی که در روزگار غیبت قائم ما، در امر ولایت ما ثابت قدم و استوار باقی بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزار شهید، مانند شهدای جنگهای بدر و اُحد به آنها عطا می فرماید. »

یاد آوری می کنیم که اینها، پاداش کسانی است که به اصل مسأله مهم ولایت و امامت در دوران غیبت و پنهانی حجت خدا، معتقد هستند.

به روایت بعدی، در همین باره توجه کنید:

حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

« روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام و پیشوای ایشان، از چشم آنها غایب و پنهان می گردد. »

سپس حضرت افزود:

«پس خوشا به احوال کسانی که در زمان - غیبت – در امر - ولایت -  ما ثابت قدم و استوار می مانند.»

و آنگاه امام علیه السلام  پاداش عظیمی را که خداوند برای این گروه از مؤمنان پایدار، مهیّا فرموده است، بیان می کند:

« کمترین پاداش و ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که خداوند عزوجل ایشان را مورد خطاب مهر آمیز خویش قرار می دهد و می فرماید:

بندگان من! شما به سرّ و پنهان من ایمان آوردید و غیبت و نهان مرا تصدیق کردید و آنرا درست دانستید. پس بشارت باد بر شما بخاطر پاداش نیکویی که از جانب من نصیبتان خواهد شد. »

و آنگاه امام علیه السلام منزلت والای آن مؤمنان آخرالزمان را به بیان خداوند، چنین ترسیم می فرماید:

« شما مردان و زنان مؤمن، براستی که بندگان من هستید. و من اعمال بندگانی چون شما را می پذیرم و از گناهان افرادی چون شما در می گذرم و شما را می آمرزم و بخاطر شما باران رحمت بر دیگر بندگان فرو می فرستم و بلا و مصیبت را زا آنان باز می دارم و اگر شما نباشید عذاب را بر مردم –گناهکار- فرود می آوردم. » بحارالانوار ج 52 ص 135.

در آخرین روایت که نقل می کنیم با تأکیدی دوباره ارزش و اهمیّت « دینداری »، در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است:

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:

« برای صاحب این امر - حضرت مهدی علیه السلام – غیبتی خواهد بود. هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند مانند کسی است که تیغهای تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد.

سپس حضرت با دست مبارک خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغهای قتاد را باید هموار ساخت. آنگاه افزود: کدامیک از شما تا به حال توانسته است خارهای خنجر گونه قتاد را بدست گیرد؟

سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد و آنگاه افزود:

برای صاحب این امر غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید. » بحار الانوار ج 53 ص 135.

اجازه دهید یک بار دیگر فشرده ی روایاتی را که در این بخش آوردیم، ذکر کنیم:

1-      هر کس امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.

2-      کمترین درجه گمراهی، عدم شناخت امام زمان است.

3-      امام یعنی کسی که خداوند اطاعت از او را در ردیف اطاعت از خود و پیامبرش قرار داده است.

4-      کسانی که در دوران غیبت، در امر ولایت و امامت استوار می مانند، پاداشی عظیم نزد خداوند دارند.

5-      پاداش ایشان بهره ای از درخت طوبی است که درختی بهشتی است که ریشه در خانه علی(ع) دارد.

6-      پداش دیگر مؤمنان ثابت قدم در روزگار غیبت همانند پاداش هزار شهید، مثل شهدای بدر و احد است.

7-      پایداران در امر ولایت، در دوران غیبت، مورد خطاب خاص حضرت حف واقع می شوند.

8-      خداوند آن رادمردان مؤمن آخرالزمان را به پاداش ویژه بشارت می دهد.

9-      آنان بندگان خدایند و اعمالشان مورد قبول خداوند است و گناهانشان مشمول آمرزش پروردگار.

10-   خداوند بواسطه وجود آنان باران نازل می کند و بلا را برطرف می سازد و عذاب فرود نمی آورد.

11-   استواری و پایداری در دین و ولایت امام زمان در دوران غیبت بسیار بسیار دشوار است.

12-   مؤمنان حقیقی در روزگار غیبت امام زمان باید تقوا پیشه سازند و به دین خدا تمسّک جویند.

                                                منبع : کتاب پاداش انتظار، نوسینده : دکتر نادر فضلی

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 22:30 . پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 |     •


تیک تاک

1

تیک تاک؛ تیک تاک؛ ...

عقربه های ساعت بی قرارند. انگار می خواهند زمان زودتر سپری شود.

چند ساعتی است فکر می کنم قلب ساعتم تند تر می زند. گویی منتظر کسی است که اینقدر بی تاب شده؛ ولی او کیست؟

به تقویم نگاه می کنم امروز پنجشنبه بود که تمام شد. آفتاب بساط خود را جمع می کند. لحاف نارنجی رنگ خود را می کشد و به امید صبح فردا به خواب می رود. کوه به فکر فرو رفته و چشم به افق می دوزد. همه مضطرب به ساعت می نگرند. هیچ کس نمی خواهد جای عقربه های ساعت باشد. باید هرچه در توان دارند بدوند به سوی ساعتی نا مشخص که وجود دارد.

کم کم صبح می رسد. خورشید خمیازه ای می کشد و با چشمان خواب آلودش از پشت کوه ها به ما نگاه می کند. از آن دور دستها یک سیاهی به چشم می خورد. آری پرستوست. همه منتظر او بودند.

بالهایش خسته شده و رمقی برای پرواز ندارد. همین طور اشک می ریزد. و سرش را پایین انداخته و می آید. روی شاخه سپیدار می نشیند. همه او را می نگرند حتی آفتابگردان. و پرستو سری تکان می دهد و این بار هم می گریند.

سرو کمرش خم می شود. چکاوکان که خود را برای نغمه سرایی آماده کرده بودند شیون می کنند. مرغ عشق همسایه هم نمی خواند. هوا ابری است.

بعضی ها به کار مشغول می شوند؛ اما آفتابگردان سرش را بر میگرداند و به خورشید می اندیشد و کوه پیر آهی کشیده و آرام آرام می خوابد انگار به این جمعه ها عادت کرده است.

ولی کمی نزدیکتر باغچه کوجک حیاط ما حال و هوای دیگری دارد. بید ناله ای می کند و دیوانه وار خود را به دیوار حیاط می کوبد. نیلوفر حرف پرستو را باور ندارد؛ هرچه توان دارد در ساقه اش جمع می کند و خود را بالا می کشد شاید در آن دور دستها او را ببیند.

غمگین تر از همه، گلهای محمدی، یاس و نرگس هستند که باز سرشان را پایین می اندازند و یاس از عمق وجودش آهی سر می دهد. نرگس تنها در گوشه ای از باغچه سرش را به دیوار تکیه می دهد و ناگهان شبنمی یر گلبرگهای افسرده اش می غلطد.

آری آسمان هم برای او باران میگرید. با دستانی لرزان روی پنجره می نویسم:

« این جمعه هم نیامدی ... »

پنجره هم  برای این حرف من می گرید؛ و همه نا امید که ناگاه در آن دور دستها، پشت ابرهای سیاه، خورشید بر زمین بی روح می تابد. و آنگاه محمدی ها، یاس ها و نرگس، همه به او می نگرند و او نوید می دهد همه را به  بهار به بهاری که خواهد آمد و باز هفته ای دیگر در انتظار. در انتظار طراوت و شادابی و ....

 

 سلام برمهدی

تعبیری که حضرت خاتم محمد مصطفی صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ذر وصیّت خود به امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام برای مؤمنان آخر الزمان به کار برده اند:

یا علیُّ، واعلَم اَنَّ اَعجَبَ الناسِ ایماناً و اَعظَمَهُم یقیناً قومٌ یَکُونُونَ فی آخِرِ الزِّمانِ لَم یَلحَقُوا النَبیَّ و حَجَتهُمُ الحُجَّةُ فآمَنُوا بسَوادِ عَلی بَیاض.

ای علی، بدان که شگفت انگیز ترین ایمان ها در مردم و بزرگترین یقین ها در ایشان، از آنِ گروهی است در آخرالزمان که پیامبر صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم  را درک نکرده اند و امام علیه السلام هم از دیدگانشان پوشیده است و ایمانِ آنها به واسطه ی سیاهی روی سپیدی است.( منظور قرآن و احادیث اهل بیت علیه السلام)                           کمال الدین باب 25 ح8.

 

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 19:25 . جمعه نهم فروردین 1387 |     •


میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)

ایّام با سعادت میلاد گرانقدر پیامبراعظم حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله وسلّم و امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع تبریک و تهنیت باد.

 

   ~ì'e(1 '©1e

 

پیامبر اکرم (ص) : من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانیة و کفایته

 هر که خدا را, آنگونه که سزاوار اوست, بندگی کند, خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا می کند(۱)

 

امام صادق (ع) : تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا

 به زیارت و دیدار یکدیگر بروید, با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امرما را ( کنایه از حکومت و رهبری ) زنده کنید(۲)

 

امام رضا (ع) : لیس منّا مِن ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه

از ما نیست آن که دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک گوید.(۳)

---------------------------------

۱-بحارالانوار, ج71,ص183

۲-بحارالانوار , ج71,ص352

۳-بحارالانوار, ج78,ص346

 

 صلوات رمز محبت و وفادارى به پیامبر اکرم و خاندانش

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 12:57 . دوشنبه پنجم فروردین 1387 |     •


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

یا مقلب القلوب والابصار   یا مدبر الیل و النهار   یا محول الحول والاحوال  حوّل حالنا الی احسن الحال
 
دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين
شکوه جادوی رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و عيد
دوباره عشق و اميد
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار

نوروزی دیگر از راه رسید و دیگر بار خورشید « راست » ایستاد، اعتدال آغاز شد و بهار این اتفاق سبز از راه رسید. دیروز هایی که گذشت هرکدام می توانست پل پیوستن به آسمان باشد.

فرا رسید سال نو و طلیعه بهار بر همگان مبارک باد.

 

 

امام صادق علیه السلام( به معلی بن خنیس که در روز نوروز خدمت ایشان رسید):

و ما مِن یَومِ نَیروزٍ الّا و نَحنُ  نَتَوَقَّعُ فیهِ الفَرَجَ لِانَّهُ مِن ایامِنا و ایامِ شیعَتِنا

هیچ نوروزی نیست مگر آنکه در آن روز ما منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.  میزان الحکمه ج 9،ح 14609

 

امام صادق علیه السلام :

إذا کانَ یومُ النَّیرُوز فاغتَسِل وَ البَس أنظَفَ ثَیابِک وَ تَطَیب بِأطیبِ طیبِک وَ تَکونُ ذلِک الیومَ صَائماًی

چون روز عید نوروز فرا رسید, غسل کن, پاکیزه ترین جامه ی خود را بپوش, با بهترین عطر, خود را خوشبو کن و آن روز را روزه بداری .(وسائل الشیعه:ج8, ص172, ح10338)

 

قال الامام الرضا عليه السلام:

 يا اَيُّهَا النّاسُ اِتَّقُوا اللهَ فِي نِعَمِ اللهِ عَلَيكُم فَلاتُنفِرُوهَا عَنكُم بِمَعاصِيهِ

اي مردم تقوا را درباره نعمتهاي الهي رعايت كنيد و نعمتها را با گناه و معصيت از خود مرانيد.(عيون اخبار الرضا (ع)/ج2/ ص169)

ساده است اگر بهار

جنگلی سترگ را

برگ و بر دهد

یا پرنده را

ز شاخه ای به شاخه ای دگر سفر دهد

من در انتظار آن بهار گرم و بیقرار آفتابی ام،

می رسد،

مرا عبور می  دهد ز روزهای سرد سخت

خاک را پرنده می کند

سنگ را درخت ...


ادامه مطلب
+  نوشته شده توسط دل تنگ در 16:15 . سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 |     •


شهادت امام حسن عسگری(ع)

شهادت جانسوز یازدهمین ستاره ی آسمان امامت و ولایت، امام حسن عسگری(ع) به پیشگاه فرزند خلفش مهر بیکران،حضرت صاحب الزمان(عج) و همه ی دوست داران آن حضرت تسلیت باد.

      

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 22:40 . شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 |   

تشرّف

تشرّفی به نقل از کتاب ارزنده ی کمال الدّین مرحوم شیخ صدوق:

احمد ابن اسحاق بن سعد اشعری گوید: به حضور ابو محمّد حسن بن علی(امام یازدهم) علیه السلام مشرّف شدم. در اندیشه بودم که از او در باره ی جانشینش پرسش کنم. پیش از آن که من سخنی بگویم، آن حضرت ابتدا کرد و فرمود:

« احمد ابن اسحاق! همانا خداوند- تبارک و تعالی- از آفرینش آدم تا کنون و تا بر پایی رستاخیز، زمین را از حجّت خود خالی نخواهد گذشت؛ چرا که به خاطر حجّت خدا، بلاها از زمین برداشته می شود؛ باران فرود می آید؛ برکت ها از زمین بیرون می آیند.»

احمد بن اسحاق گوید: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، پس امام و جای نشین پس از شما کیست؟ در اینجا آن حضرت با شتاب به پا خاست و وارد اندرون شد. لحظاتی بعد بیرون آمد؛ در حالی که پسر بچّه ای سه ساله، مانند قرص شب چهارده، بر دوش داشت! فرمود:

« احمد بن اسحاق! اگر نه تو نزد خدای – عزّوجلّ – و حجت های او جایگاه ویژه داشتی، فرزندم را به تو نشان نمی دادم. او  هم نام و هم کنیه ی رسول خدا صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم است؛ همان است که زمین را پر از عدل و داد پُر می کند؛ همانگونه که از ستم و بیداد پُر شده باشد.

ای احمد بن اسحاق! او در میان امّت همانند خضر و ذوالقرنین است. به خدا سوگند که او غیبت خواهد کرد. در آن غیبت، از امتحان و هلاکت بیرون نمی آیند مگر آنان که خداوند - عزّوجلّ -  بر ایمان به امامت استوارشان داشته و به دعا برای تعجیل فرج و ظهور، موفق گردانیده است.»

احمد ابن اسحاق گوید: عرض کردم: مولایم! آیا علامتی هست که قلبم آرام گیرد؟

در اینجا کودک به لهجه ی عربی فصیح به سخن آمده فرمود:

« منم بقیّة الله در زمین خدا و انتقام گیرنده از دشمنان خدا.( ای احمد بن اسحاق) پس از دیدار، دیگر در پی اثر و علامت نباش! »

احمد بن اسحاق گوید: با شادی و سرور از خانه ی امام حسن عسکری علیه السلام بیرون آمدم. صبح روز بعد دوباره به خانه ی آن حضرت برگشتم و عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، بسیار خوش حال شدم که بر منّت گزاردید. سنّت جانشین شما از خضر و ذوالقرنین چیست؟ فرمود: « درازی پنهان زیستی ای احمد!»

گفتم : یعنی غیبت و پنهانی او به درازا می کشد؟

فرمود: « به پروردگارم سوگند، آری؛ تا بدان جا که بیشتر معتقدان به امامت او از ایمان خود بر می گردند و بر ایمان استوار نمی ماند مگر آن که خداوند بر ولایت ما از او پیمان گرفته و ایمان را در قلب او نبشته و او را از سوی خود تقویت فرموده است.

ای احمد بن اسحاق! این است امر و سرّ غیبی از خداوند! آن را نگه دار و کتمان کن و از سپاس گزاران باش که فردای قیامت در علّیین هم راه ما خواهی بود.»

کمال الدّین:384،باب38،ح1.

                                                            منبع: کتاب یاد محبوب نوشته ی سیّد حسین حسینی

متمهدیان و مدعیان مهدویت

 

باز شب... آری اما سحری می آید

خبری هست که صاحب خبری می آید

 

باز شب، آری امّا سحری در راه است

ای ستم سوختگان، دادگری در راه است

 

او می آید، همه بینند که خورشیدی هست

رویش و رایحه و رقص  گل و عیدی هست

 

خبری هست که شمشیر زنی می آید

ای خدایان زمین! بت شکنی می آید

 

آید او، گرد از آیینه ی دین پاک کند

اشک از چشمان یتیمان زمین پاک کند

 

او می آید که کسی تیغ به مردم نکشد

هیچکس حسرت خوشبختی و گندم نکشد

 

او می آید که گل و قند فراوان باشد

عشق و آیینه و لبخند فراوان باشد

 

او می آید که زمین بار دگر زنده شود

عطر توحید در آفاق پراکنده شود

 

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 23:13 . شنبه هجدهم اسفند 1386 |     •


می خواهم چیزی بنویسم که پس از من هرگز گمراه نشوید. بگویید قلم و دوات بیاورند

سالروز وفات جانسوز پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد(ص) و شهادت مظلومانه ی امام حسن(ع) و امام رضا(ع) به پیشگاه مقدس امام عصر(عج) و بر همه ی مسلمانان تسلیت باد.

 

 

 

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا علی ابن ابی طالب و الائمه المعصومین علیهم السلام

 

در اواخر عمر پیامبر صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم حوادث تلخ و دردناکی رخ داد، یکی از آن حوادث دردناک که قلب نازنین پیامبر را سخت جریحه دار کرد و دل یاران راستین آن حضرت را به درد آورد و خشم رسول خدا صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و یاران را بر انگیخت زمانی اتفاق افتاد که پیامبر در بستر بیماری فرمودند قلم و دوات بیاورید تا نامه ای بنویسم که هرگز گمراه نشوید.

آن روز عدّهای چشمگیر از اصحاب به عیادت آمده بودند. اتاق مملوّ از مهاجرین و انصار بود. دور تا دور بستر را بزرگان اصحاب احاطه کرده بودند. بزرگان انصار و مهاجرین. پیامبر با دیدن آن جمع، موقعیّت را مناسب دانست تا آخرین اقدام را در تثبیت مسأله ی خلافت و جانشینی خویش به عمل آورد.

برای همین با اشاره ی دست از حاضرین خواست تا کاملاً سکوت کنند و به سخنان آن حضرت توجّه نمایند. ایشان با حال ضعف و بیماری، با صدایی آرام و آهنگی لرزان فرمود:

« می خواهم چیزی بنویسم که پس از من هرگز گمراه نشوید. بگویید قلم و دوات بیاورند.»

با شنیدن این سخن، چند نفری چهره در هم کشیدند. کاملاً معلوم بود که نمی خواهند چنین کاری انجام گیرد. در این حال یکی از آنها( ع م ر ) با صدایی بلند، طوری که همه بشنوند، گفت: « تب و درد بر پیامبر غلبه یافته و موجب هذیان گویی او شده است تا زمانی که قرآن را داریم، نیاز به چیز دیگر نداریم. همان قرآن ما را بس است.»

با شنیدن این سخن جسورانه چند نفر از اصخاب، سخت ناراحت شدند. یعنی چه؟ این چه سخن ناروایی است در حق رسول خدا صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ؟ مگر گوینده ی این سخن به نبوت پیامبر اعتقاد ندارد؟ مگر نمی داند که قرآن در باره ی پیامبر خدا می فرماید:

« وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی . إن هُوَ إلّا وَحیٌ یُوحی »     سوره نجم آیات 3 و 4

پیامبر هرگز از جانب خود سخن نمی گوید. هر چه می گوید سخن خداست.

براستی هذیان گویی، آن هم در آن موقعیت حسّاس، در ساحت رسول خدا صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم راه دارد؟ کجای این سخن هذیان است؟ پیامبر فرمود قلم و دوات بیاورید تا چیزی بنویسم که پس از من گمراه نشوید، این سخن هذیان است؟ پیامبر فرمود قلم و دوات بیاورید تا چیزی بنویسم که پس از من گمراه نشوید، این سخن هزیان است؟ اصلاً گوینده ی این سخن می داند که هذیان گفتن یعنی چه؟ یعنی پیامبر سخنان نا مربوط می گوید نمی داند که چه می کوید. پناه بر خدا از این افترا! نا روا بودن این اتهام را زنان پرده نشین هم دانستند و زبان به اعتراض گشودند و گفتند: « چرا فرمان پیامبر را عمل نمی کنید؟» امّا همان گوینده ی این سخن با تندی و تشر یه زنان گفت: « ما نیازی به این کار نداریم».

بدنبال این سخنان، در میان جمع، نزاع لفظی برخاست. چند نفر، چون می دانستند که پیامبر به چه چیزی وصیّت خواهد کرد، به جانبداری از آن مرد، هیاهو به راه انداختند و عدّه ای هم در تأیید پیامبر، زبان به اعتراض گشودند.

یاللعجب! فتنه ها چون پاره های شب سیاه، چهره می نمایاند. آزمون های سخت یرای محک زدن به ایمان ها آغاز شده است. آزمایش های دشوارتر هنوز در پیش روست. این شیطان عجب قدرتی دارد! یاران پیامبر، اصحاب بدر و اُحُد و حُنَین و خیبر! در حضور رسول الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم که در بستر بیماری و احتضار تقاضایی کرده است در باره ی سخن پیامبر مناقشه و مشاجره می کنند؟

وا مصیبتا! به راستی که عجب روز شومی بود آن روز. هتک حرمت رسول الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم تا این اندازه؟ پاس نداشتن حریم پیامبر خدا تا این حدّ؟ به راستی که یکی از مصیبت های بزرگ، دامنگیر اسلام شد.

با مشاهده آن وضعیت اسف بار، پیامبر روی از حاضرین گردانید و با ناراحتی فرمود:

« برخیزید و بروید. اینجا را ترک کنید ». و دیگر چیزی نفرمود.

به دستور ایشان، حاضران اتاق را ترک کردند در حالی که در محضر پیامبر به خاطر آن سخن نابخردانه مشاجره شدبود. به هر صورت گوینده ی آن سخن کار خودش را کرد چون پیامبر دیگر چیزی ننوشت.

اما چرا پیامبر به آن سخن ناروا اعتنا کرد؟ چرا آن چه را که می خواست علی رغم آن مخالفت، ننوشت؟ چه عاملی باعث شد تا حضرت رسول اکرم صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم  کاری نکند که امت، پس از آن حضرت گمراه نشوند؟

راز این کار را حضرت علی علیه السلام و برخی یاران راستین به روشنی دانستند. از آن جا که چند نفر از هم فکران گوینده ی آن سخن، حرف او را تأیید کردند و افسوس که به ظاهر هم از اصحاب پیامبر محسوب می شدند، اگر آن جناب دستور می داد تا چیزی نوشته شود آن نوشته، می توانست به شهادت همان افراد، بهانه ی همان تهمت ناروای هذیان گویی پیامبر شود و بدین سان نوشته، از اعتبار و استناد ساقط گردد . مخالفان می توانستند بگویند چون پیامبر تب دار و بیمار بوده، هذیان گفتهخ و نوشته، بی اعتبار است. (این ماجرا در کتب اهل تشیع و تسنن آمده است)

تاریخ ماجرای غدیر خم، لشکر کشی اسامه، حدیث سوزی های مکرر بعد از رحلت پیامبر، آتش زدن به خانه ی وحی و .... را فراموش نکرده است !!!

نشانه ی دیگری از آن فتنه ها که جناب جبرئیل خبر داده بود، آشکار گشت. آری بساط آزمون الهی گسترده شد که :

« به نام خدای بخشنده ی مهربان .. الف لام میم .. آیا مردم چنان می پندارند که پس از آن که گفتند ایمان اوردیم به حال خود رها می شوند و از ایشان امتحان نمی شود. به راستی که ما پیشینیان آنها را نیز آزمودیم تا خداوند راستگویان را از دروغ گویان بشناساند. آیا تبه کاران می پندارند که می توانند بر-  حکم و فرمان – ما پیشی گیرند. چه داوری بدی می کنند که چنین می پندارند. »      سوره عنکبوت آیات 1 تا 4.

                    منبع: کتاب افق های تبره ی تاریک نوشته دکتر نادر فضلی ( با کمی دخل و تصرف)

 اللهم العن الجبت و الطاغوت

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 19:59 . سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 |     •


دعا و گشایش

امام موسی بن جعفر علیه السلام در باره ی ارتباط دعا با کوتاه شدن دوران بلا چنین می فرماید:

« هیچ بلایی به بنده ی مؤمنی نمی رسد که خدای عز وجل دعا را به او الهام نماید، مگر آن که رفع بلا نزدیک باشد. وهیچ بلایی به بنده ی مؤمن نمی رسد که از دعا کردن خود داری کند، مگر آنکه آن بلا طولانی باشد. پس وقتی بلا نازل شد، بر شما باد که به درگاه خدای عزوجل دعا و تضرع نمایید.»

اصول کافی، کتاب الدعا، باب الهام الدعاء، ح2 .

چه بلایی جانکاه تر و سخت تر از بلای غیبت، که احدی از یاران و مؤمنان بیدار دل، ازسختی آن بی نصیب نیست. خود یا دیگران را در ورطه ی شکّ و دولی می بینیم، زمین و آسمان از بذل نعمت به مردم منع شده اند، دعاهامان بالا نمی رود. رنج دوری پدر، همه مان را آواره و حیران ساخته، چنان که راه به جایی نمی بریم و گاه به جان هم می افتیم. و این همه، مگر جز از غیبت اوست؟

امام محمد باقرعلیه السلام فرمود:

«حتی آنچه در قضای الهی گذشته و محکم شده باشد، با دعا بر می گردد»

اصول کافی کتاب الدعا، باب ان الدعاء یردّ البلاء و القضاء، ح 6.

اینک ماییم و غیبتی که به طول انجامیده، و در پی آن، سیل گرفتاری ها است که بر مردم می رسد.

از سوی دیگر، آینده ای پیش رو داریم که با وعده ی قطعی الهی گره خورده است، وعده ای که امام جواد علیه السلام در باره ی آن می فرماید:

« اِنَّ القائمَ مِنَ المیعادِ. وَاللهُ لا یُخلِفُ المیعادَ »

« قائم علیه السلام، از میعاد است. و خدا هرگز در میعاد، خلف نمی ورزد.»

غیبت نعمانی، ص 303، باب 18، ح10.

می دانیم که این وعده قطعی است، ام زمان تحقق آن را نمی دانیم.

در همین حال، این نوید را به ما داده اند که دعا، قضای محکم شده را بر می گرداند.

پس می توانیم امید بندیم که لطف و رحمت الهی، به بهانه ی دعای دلسوخته ای، کتاب غیبت را ببندد، و کتاب ظهور را بگشاید.

دلا بسوز که سوز تو، کارها بکند                      دعای نیمه شبی دفع صد بلا بکند

حال که چنین است، چرا در این عبادت، سستی و کوتاهی می کنیم؟  چرا؟

                                                                                                    زهرا غیاثی

                                                                                        منبع : کتاب درس نامه انتظار

 

 

بخوان دعاي فرج را ، دعا اثر دارد           

                                                        دعا كبوتر عشق است ، بال و پر دارد   

بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب         

                                                        كه روزگار، بسي فتنه زير سر دارد

بخوان دعاي فرج را ولي به قلب صبور        

                                                        كه صبر ، ميوه شيرين تر از ظفر دارد

بخوان دعاي فرج را كه با شكسته دلان        

                                                        نسيم لطف خدا ، انس بيشتر دارد

بخوان دعاي فرج را و نا اميد مباش             

                                                        بهشت پاك اجابت ، هزار در دارد

بخوان دعاي فرج را كه صبح نزديك است    

                                                        خداي را، شب يلداي غم سحر دارد

بخوان دعاي فرج را به شوق روز وصال          

                                                         مسافر دل ما ، نيت سفر دارد

بخوان دعاي فرج را كه آسمان ها را            

                                                        شميم غنچه نرگس، ز جاي بردارد

بخوان دعاي فرج را ز پشت پرده ي اشك 

                                                        كه يار، گوشه ي چشمي به چشم تر دارد

بخوان دعاي فرج را كه یوسف زهرا            

                                                        ز پشت پرده غيبت به ما نظر دارد

بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز          

                                                        كه آخرين گل سرخ از شما خبر دارد